به نام خدا
نمایشنامه
بچه های دیجیتال
نویسنده
محرم ایرانجو
پرده...
پرده که باز می شود تعدای از بچه ها در میزانسن های متفاوت ومتنوع در حالی که هرکدام
دستگاه یا قطعه ای ماشینی و دیجیتالی را تداعی می کنند فیکس شده اند ، درآن میان کودکی
با تن پوشی سفید معصوم و با قیافه ای سمپاتیک طوری که گویی در ازدحام دنیای تکنولزی
زده گم شده است ازدیگران متمایزشده است .
لحظاتی به همین حالت می پاید و بعد موسیقی در خورحرکات ماشینی اوج گرفته و بچه ها چون
ربات ها به حرکت در می آیند وصداهای رباتیک ایجاد می کنند .
کودک آشفته و نالان وهاج و واج درمیان آنها می گردد .
کودک : ( از ماشینها می پرسد و استمداد می طلبد ) کمکم کنید ، من گم شدم ، گم شدم ، اینجا
کجاست ؟ شماها کی هستین ؟ چی هستین ؟ من کی ام ؟ چی ام ؟ کجام ،
رباتها : (با صداهای رباتیک تکرار می کنند ) کی ام ؟چی ام ؟ کجام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.........
کودک : (چون گمشده ها آشنایی را صدا می زند ) آهای ...آهای...
رباتها : (با صداهای رباتیک تکرار می کنند ) آهای ...آهای ...آهای...
ربات 1 : ( چون ماشینی که در حال زیر گرفتن کودک ) یکی ببرد این گربه را / تا حرکت
کنم من ،
زبات 2: د اره له میشه زیر چرخای ماشین
ربات 3 : جمع کند این جنازه را یکی
کودک : ( با زجه ) آهای ...
رباتها : ( رباتیک وبا تمسخر ) آهای...
( با قطع شدن موسیقی همه فیکس می شوند )
راوی : ( یکی ازبچه ها ازمیان رباتها جدا شده به پیش زمینه می آید ودر ارتباط مستقیم با
تماشاگر ) من اونجا بودم ، اینجا بودم همراه شما ،( از تماشاگر می پرسد ) اینجا کجاست ؟
خب معلومه ، اینجا ، اونجا ، همه جا ، شهر ما ، کوچه ی ما ، خونه ی ما ، ما
ما اینجا گیر افتادیم در ازد حام ماشینها ، گم شدیم دردنیای www.com (داد می زند )
کمک ، کمک ، کمک ، آهای ...
کودک : کمک ، کمک ، آهای ...
رباتها : ( تکرا رمی کنند ) کمک ، کمک ، آهای.....
( رباتها چون انواع اتومبیل گاز میدهند ، سرعت می گیرند ،ترمز میکنند ، سبقت می گیرند
تصادف می کنند ودر نهایت فیکس می شوند )
راوی : معلم انشامون تو تخته ی هوشمند نوشت ...
معلم : ( یکی ازمیان بچه ها گویی درتخته ی هوشمند می نویسد ) اوقات فراغت خود را چگونه
سپری می کنید ؟
شاگرد 1: آقا اجازه ، شکلک درمی آریم (خنده ی همه )
شاگرد 2: چرت می زنیم (خنده ی همه )
شاگرد 3 : هات داگ می خوریم (خنده ی همه )
شاگرد 4: اجازه آقا ؟ بازی می کنیم
معلم : آفرین ، چه بازیهایی ؟
( بچه ها همه باهم به حالت عروسکهای کوکی می چرند و می پرند و جابجا می شوند می خوانند)
بچه ها : هرکی شکلک درآره ، شکل عروسک در آره ، یک ، دو ، سه ( فیکس می شوند )
راوی : یادش به خیر ،بابا بزرگم می گفت ...
بابا بزرگ : ( یکی از بچه ها ) یادش بخیر بچه که بودیم ، اون قدیما ، توکوی وبرزن چه بازی
هایی می کردیم ...
( بچه ها دایره ای می سازند و دست در دست هم بازی سنتی عمو زنجیر باف را اجرا می کنند )
بچه ها : عموزنجیر باف ،بله ، زنجیر منو بافتی ،بله ، پشت کوه انداختی ، بله ، بابا اومده ، چی
چی آورده ، نخود وکشمش ، بخور وبیا ، باصدای چی ، باصدای ...(بازی لحظاتی می
پاید )
کودک : ( از آن میان ) آهای ... آهای ...
بچه ها : آهای ... آهای ...
( همه میزانسن های جدید می گیرند ود رحالیکه وسایل مختلف مثل ، تبلت و تلفن همراه و
دسته های پلی استیشن و هدفون و ... بردست دارند فیکس می شوند )
.............
راوی : معلم انشامون تو تخته سیاه هوشمند نوشت
معلم : ( رباتیک می گوید ) اوقات فراغت خود را... را... را ...وای من چقد ارور میدم ، میدم
میدم ... اوقات فراغت خود را چیکار می کنید...چیکار می کنید...چیکار می کنید...
( موسیقی مناسب رقص رباتیک اوج می گیرد، بچه ها به حالت ربات ، در جای جای صحنه
باگوشیهایشان ور می روند ، پلی استیشن بازی می کنند ، جنون آمیز می رقصند ، با موسیقی
دم می گیرند ، اس می فرستند ، چت می کنند و... لحظاتی بعد موسیقی افت کرده و بازیها کندتر
می شود )
پدر : ( یکی از بچه ها ، با گوشی ) پسر پسرم قند عسلم ؟ الو ...الو...
پسر :( یکی از بچه ها ، با گوشی ) پاپی جونم ، الو ... الو ...
مادر : ( یکی از بچه ها ، با گوشی ) ذرت مکزیکی من ؟ زی زی ماما ن؟ الو ...الو...
پسر : ( یکی از بچه ها ، با گوشی ) مامی جونم ، الو... الو...
هردو : (دونفراز بچه ها ، با گوشی درنقش پدر ومادر) دلمون برات تنگ شده ، چیکارمیکنی ؟
پسر : بالا تو اتاقمم ، یه بازی لیگو پرتیس سونیک دانلود کردم آنلاینه آنلاین ، شماکجایین؟
مادر: من تو تانگوام ، تانگو ، حالا زدم انیستاگرم ، یهو...
پدر : من وایفام ، لایکه پسرم ،لایکه ، لایکه ، او- لی ...
پسر : (بلند صدا می زند ) پدر بزرگ ؟؟؟؟
پدر بزرگ : ( یکی از بچه ها ) دارم انگری برت می زنم نی نی من ، پرندگان خشمگین ، یه هو
بیاین بازی یه هو....
( صحنه به صورت بازی انگری برت در می آید و کودک را گویی با تیرو کمان به هم
پرتاب می کنند وصدای پرندگان بازی را ایجاد می کنند )
کودک : ، آهای من اینجا گیر افتادم در ازدحام ماشینا ، تویه دنیای بازیهای مجازی ،کمک
کمک ،کمک ...........
( همه هجوم می آورند ، کودک در میان آنها در حال خفه شدن است )
( همه فیکس می شوند )
راوی : یادش بخیر ، بابا بزرگم همیشه می گفت
بابا بزرگ : یادش بخیر اون قدیما عجب بازی هایی داشتیم
( بچه ها فضای بازی سنتی (( گرگم وگله می برم )) را شکل می دهند ، یکی گرگ می شود
ودیگری گوسفند و بقیه ی بچه ها بره ،
همراه بازی شعرهایی را هم بصورت مکالمه رد وبدل می کنند ،
بازیگر نقش کودک آخرین بره است در پایان زنجیره موضع می گیرد )
گرگ : گرگم و گله می برم
گوسفند : چوپون دارم نمی زارم
گرگ : اون شکمت رو می درم من بایه حمله می برم
گوسفند : بره هامو دوس میدارم جونم بره نمی ذارم
گرگ : زیرپاتو لیز می کنم دندونامو تیز می کنم
گوسفند : می گیرمت زیرسمم من تورا ریز ریز می کنم
بره ها : مادر مارو به گرگ نده مادر مارو به گرگ نده
( مبارزه شکل می گیرد و گرگ کودک را از آخرزنجیره ه ی بره ها به چنگ می آورد ،
اما با اتحاد و همدلی بره ها او از گرگ پس گرفته می شود )
( گرگ در حال فرار و گوسفند و بره هایش به دنبال او فیکس می شوند )
راوی : یادش بخیر ،تو اون بازیها ، صمیمیت بود وصفا و محبت ،
زندگی گروهی بود ، روحیه ی تعاون وهمکاری ،
جنبش بود وجوشش،
پرورش روح بود و ورزیدگی جسم
یعنی همه ی اون چیزایی که تو دنیای دیجیتال وسرعت زده ی ما کمیاست
( صحنه به صورت محوطه ی یک بیمارستان روانی در می آید وبچه ها به فراخور نقش بیماران
را بازی می کنند ودر محوطه جابجا می شوند ودر قالب شخصیت های مختلف مسائلی را عنوان
می کنند )
_ من یه ربات سخنگو هستم ، پیچ ومهره هام زنگ زدن ، روغنکاری میخوام جناب دکتر
_ من گشنمه ، چیپس می خوام ، پفک میخوام ، پیتزا وچیز برگر بده ، سوپ چیه ؟ آش کدومه
سبزی چیه ماش کدومه ؟
_ من کاربر سایت چی چی ، گوگل جونم دکم نکن ، هکرجونم من تبلتم ، ویروس دارم دکم نکن
_ مشترک مورد نظر هیچوقت در دسترس نمی باشد ( تکرار )
_ من ماشینم روح ندارم ، رودخونه و کوه ندارم ، خیابون یک طرفم ، دنده وترمز ندارم
_یه برجم من ، یه آپارتمان ، سی طبقم ، آسانسورم ، طبقه ی بیستم ...طبقه ی سی ام
طبقه ...طبقه ...طبقه ...
_ به من عاجز کمک کنین ، من دوسه مگا پیکسل کم دارم ، جون من آقا یه قیق کمک ...
کمک...
همه : ما ماشینیم ، کامپیوتریم ، وبلاگ داریم ، ایمییل داریم ، جیمل داریم ، دکترجونم
ویروسییم ، ارورمیدیم ...کمک ...کمک ...
کودک : کمک ...کمک ...بدادم برسین ...دارم تویه این دود ودم ، تو این دنیای دیوونه ی
دیوونه خفه می شم ...کمک...
همه : ( احساس خفگی می کنند ) کمک ... ( درحال از پا افتادن هستند )
دکتر : ( یکی ازبچه ها درنقش دکتر ، او خود نیز متعادل نیست ) مریض بعدی ...مریض بعدی
...مریض بعدی ... ( همه برای ویزیت با آه وناله صف می کشند و می نالند ودکتر یکی
یکی وفله ای معاینه می کند ) شما چه تونه ؟ شما ... شما ... شما ...
( یکی بعد از دیگری می گوید )
_ همش ارور میدم دکتر جون
_ هنگ کردم
_ ویندوزم بالا نمی یاد
_ همه فایلام ریخته به هم
_ مسمومیت صوتی
_ استرس دکتر ، استرس ...
_ روحم ...روحم
_ جسمم ... جسمم
_افسردگی دارم ، گوشه گیر وتنهام
_ وای اگزوزم... ووووای
همه : وووواااای...
_ قند دارم ، شکردارم ، اوره دارم ، چربی نگو ،
دکتر : شما کوپن اعلام کن جونم
_ منم سنگ کلیه دارم
دکتر : سنگ فروشی بازکن آقا
کودک : کمک ...کمک ... دارم اینجا خفه میشم ...کمک ...
همه : چاره چیه...؟ چاره چیه...؟ علاج درد ماچیه ؟؟؟
( درهم می پیچند و در حالتهای متنوع وا می مانند و فیکس می شوند )
راوی : راستی چاره چیه ؟ اندرویدو تعطیل کنیم ؟! اینترنت پرسرعتمونو متوقف
کنیم ؟ ! ! ماشنا رو بزیزیم دور ؟! یعنی میشه؟؟؟؟!!!
( بچه ها با شخصیتهای ماشینی که دارند به کند ی جابجا می شوند )
همه : ( به کندی می گویند )
نه نمیشه نه نمیشه _ بدون ماشین نه نمیشه 2
راوی : نخیر واقعا دیگه بدون ماشین نمیشه
اما ....
میتونیم گاهی با ماشین بزنیم به دل طبیعت
گاهی ...گاهی .... کلش.....
کنیم را تعطیل بریم سراغ بازی های خودمون... آماده ....کمربندا رو ببندین حرکت می کنیم
( همراه با ترانه ی پایانی درخور )
( بچه ها دوتا دوتا ،سه تا سه تا گوشه هایی از بازی های سنتی و خودمونی مثل توپ بازی های
، قایم موشک ، طناب کشی و... را به نمایش می گذارند ، ودر نهایت فیکس می شوند )
والسلام