برهنه ترین فرشته ی ناپیدا
پژواکی جاری برهمه بسترهای عریان
رد پایت پیدا در همه ی راههای پیموده وناپیموده
واژه واژه ی اشک و خنده و نفرت وعشق
معنای همه ی سایه هایی که اوج می گیرند از دامنه ها ومی لغزند در سراشیبها
ای سروش
ای عربده ی سرمستان و استغاثه موبدان
آنان که تیغ بر گلوی بی گناهی میگذارند
وهم آنان که گناهکاری را تبرئه میکنند
در همه ی نگاههای شهوت آلود
ودر تمام سرهایی که ازشرم به زیر می افتند
رد پایت پیدا در همه ی راههای پیموده وناپیموده
معنای پرنده باز و زنباره و عاشق ولات
تن پوش حریصان بسیاردار وورشکستگان مفلس
ای سروش
همیار یتیم مفلوک
همپای توانمند مرده ریگ
پرمعنا وپوچ
چون شعر سیاه من
همراه ستم ورز وستم پذیر
رد پایت پیدا در همه ی راههای پیموده وناپیموده
ای سروش
همه چیز وهیچ
ای کتاب ناخوانای خواندنی وصل و فصل و خوف ورجاء وهجران و آمیزش
رد پایت پیدا در همه ی راههای پیموده ونا پیموده
ای زندگی
ای مرگ
ای سروش...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ ساعت 23:52 توسط ايرانجو
|